هیچ کجا، اکنون اینجا
No Where, Now Here
فردی یک ترک تبار است که در لیوبلیانا، پایتخت اسلوونی، مهمانخانه و آپارتمان اداره میکند. او از رونق گردشگری و املاک در سالهای اخیر درآمد کسب کرده و همسرش نوردان نیز به او کمک کرده است، اما با وجود وفاداری نوردان و پایبندی فردی به اسلام، او همواره به دنبال زنان مجردی است که در اقامتگاههایش اقامت میکنند. نوردان نمیتواند رفتار بیاحساس فردی را تحمل کند و پس از یک رویارویی، او را ترک میکند. فردی به تدریج متوجه میشود که وجود نوردان چقدر برایش اهمیت دارد و تصمیم میگیرد به زادگاهش در مقدونیه بازگردد. آیا او میتواند دوباره عشق نوردان را به دست آورد یا اینکه نوردان برای همیشه از ازدواجشان خارج شده است؟