پدربزرگ بزرگ من
My Great Grandfather
مایکل بازرگانِ در حال خوش بینی در اواخر سی یا چهل ساله عاشق دلنا است وقتی در روز نامزدی شان زنی جوان با پسری خود وارد می شود و ادعا می کند که فرزند مایکل است زندگی آرام او را به هم می زند