Storyline
دختری جوان که با والدینش در کنار دریا زندگی میکند، مورد توجه یک جوان قرار میگیرد. روزی او با یک هنرمند فریبنده که در ساحل نقاشی میکند، ملاقات میکند. او دختر جوان را فریب میدهد و حلقهای به او میدهد و وعده ازدواج میدهد. وقتی جوان مورد علاقهاش برای خواستگاری میآید، او با افتخار نامزدیاش را به هنرمند اعلام میکند. او شوکه میشود و میرود و والدینش خواستار ملاقات با شوهر آیندهاش میشوند. او به دنبال او میرود و متوجه میشود که او قبلاً نامزدی با یک دختر باکلاس دارد. ناامید به خانه برمیگردد و وقتی پدرش متوجه میشود چه کرده، او را از خانه بیرون میکند. در حالی که ناامیدانه در کنار دریا قدم میزند، جوانی که از خیانت او باخبر شده، به سرعت به دیدنش میرود. وقتی متوجه میشود که او از سوی پدرش طرد شده، به دنبال او میگردد...