خط داستانی
رویاها آگاهانه سِی Sheru را آشفته میکنند — رویاهایی از زندگی گذشتهاش به عنوان پیروتِس. عشقش، آش رام، از دست روح بارباس که به عنوان پادشاه سابقشان نقشه میکشد، آزار میبیند. تعبیر این رویاها به عنوان درخواستی برای کمک باعث میشود شرُو به دنبال راهی برای نجات او از طریق ورود به قلمرو هرج و مرج با استفاده از حلقهٔ هرج و مرج شود. در این میان، ردون و دوستانش دوباره فراخوانده میشوند زیرا موجودات باستانی پس از قرنها باز ظاهر میشوند. هر دو راهشان دوباره به هم میرسد و بر شانههایشان این سرنوشت کریستانا است.