خط داستانی
زادِ از رویاهای کودکی مانند بازیگری دارد تا به جای پیوستن به امپراتور بازرگانی پدرش — تا اینکه خیانتی ناگهانی خانواده را زمینگیر میکند و پدرش را به زندان میاندازد. پس از مرگ پدر، زید با عزم بازگشت به جبران دزدی و بازگرداندن نام خانوادگی، با استفاده از استعداد بازیگری و ذهن تیزش برای فریب و انتقام راه میافتد. اما بازی وقتی خطرناک میشود که به دختر دشمنش دل میبندد.