خط داستانی
روزی، یک بسته به درِ خانهٔ گِنِ خجالتیِ درونگرا میرسد. وقتی بسته را باز میکند، با یک ربات کاملاً شبیه به انسان روبهرو میشود؛ زیبا مانند دختری که گِن در رویاهایش میبیند. در حالی که به دنبال راهی برای پس فرستادن ربات است، گِن بهتصادف دکمهای را فشار میدهد و ربات با چشمهایش بازمیشود و زنده میشود. با آن ربات زیبا، بازیگوش، شیطنتآمیز و سکسی در کنار او، گِن کاملاً تحتتاثیر قرار میگیرد و تصمیم میگیرد او را نگه دارد و به او نام آیی (Ai) بدهد.