خط داستانی
در سال 2012، جهان به دست یک ویروس ساخته دست انسان به پایان میرسد و جمعیت جهانی را ویران میکند و تنها کودکان را بینصیب میگذارد. در این زمان، خونآشامها از اعماق زمین ظاهر میشوند و به احتمال زیاد با وحشتهای قدیمی تاریکی که تنها افسانه به نظر میرسید، همراه هستند. خونآشامها زمین را در یک حمله خشن تصرف میکنند و بقایای بشریت را تحت سلطه خود در میآورند و آنها را به زیر زمین برای ایمنی میبرند. این "حفاظت" با قیمت اهدا خون به اسیرکنندگانشان همراه است. در سن دوازده سالگی، یویچیرو و دوست یتیمش میکائلا نقشهای برای فرار از یتیمخانه هایاکویا میکشند. اما این منجر به مرگ آنها میشود و میکائلا خود را فدای یویچیرو میکند تا او فرار کند و توسط اعضای شرکت شیطان ماه نجات یابد، یک واحد نابودسازی از ارتش شیطانی امپراتوری ژاپن. چهار سال بعد، یویچیرو زندگیاش را به نابودی خونآشامها و انتقامگیری از آنها به خاطر قتل "خانوادهاش" اختصاص میدهد.