خط داستانی
یون شیم دختر کوچکی است که از خانوادهای فقیر به دنیا آمده است. هم مادر و هم مادربزرگش، آهنگسازان آوای سوگ بودند؛ گروهی که پایینترین طبقه بهشمار میروند و برای حضور در مراسم تشییعجنازه و سوگ خواندن دستمزد میگیرند. یون شیم هم توسط مادرش تربیت شد تا به یک آهنگساز سوگ بدل شود، اما تصمیم میگیرد تقدیر خود را زیر پا بگذارد و از خانه فرار کند تا به عنوان گیسِاِنگ (معشوقهٔ هنرهای نمایشی) زندگی کند، با این باور که لبخند زدن برای امرار معاش از گریه و عزاداری بهتر است.
او سپس با یون سُو، مرد جوانی از خانوادهای تهطبقهدار و با اقبال بد، آشنا میشود که ناخواسته از نامزدی خارج از ازدواج به دنیا آمده و بهعنوان یک «نیمنجیب» دیده میشود. آیا یون شیم و یون سُو میتوانند تقدیر پراکنده و نگرانکننده خود را تغییر بدهند؟