Storyline
بعضی تاجر شرکت نرمافزاری به کنار دریا میرود چون دخترش به آسم مبتلاست همانطور که مادرش نیز پیش از مرگش این بیماری را داشت. او از روستاها خوشش نمیآید و نمیخواهد آنها بیستون فستیوال بییکنبرنن را مقابل خانه جدیدش نگه دارند زیرا خطرناک است. بییکنبرنن آتشی است که برای جلوگیری از دزدیدن فرزند توسط ارواح نفرینشده وافلو، به روستاهای اطراف کمک میکند تا اموال مردمان را به دست آوردند. سرنوشت اتفاق میافتد و پدر مغرور باید به دخترش برگردد بدون کمک روستاها.